OK

کاش واليبال هم فردوسي پور داشت ...

بستن اکانت اينستاگرام، هجوم به واليباليست ها بعد از هر شکست و حمله گزارشگران و کارشناسان در روزها ليگ جهاني مشکل هميشگي واليبال بوده و هست.

 

گزارش تيم اخبار واليبال 4ورزش حاکي از ان است که به گزارش "ورزش سه"، ليگ جهاني ۲۰۱۷ واليبال هم به پايان رسيد. مسابقاتي که نشانه هاي زيادي براي اهالي اين رشته ورزشي از خود بر جاي گذاشت. تيمي که با چند تغيير اساسي و با ديدگاه جوانگرايي پا به اين آوردگاه گذاشت. فارغ از اينکه هنوز ديدگاه جوانگرايي و عدم نتيجه گرايي در بين اهالي جامعه فرهنگ سازي نشده است. شايد هنوز هم خاطرمان باشد که کمتر از يک دهه پيش، پيروزي برابر تيم هاي آسيايي چون ژاپن برايمان رويا بود. چه برسد به اينکه هدفمان پيروزي برابر ابرقدرت هايي همچون لهستان و آرژانتين برزيل و ايتاليا و روسيه شود. تيمي که طي کمتر از يک دهه، چنان رشد موشک واري کرد که بارها مجامع بين المللي از آن به عنوان الگو ياد کردند. اما، در اين راه بارها از جانب برخي از اهالي اين خانواده (و به اصطلاح کارشناس ها) مورد انتقاد مغرضانه وناعادلانه قرار گرفت. سوالاتي برايم به وجود آمد که چرا تيم ملي در اين مسابقات اين گونه ظاهر شد: هنور فرهنگ جوانگرايي و عدم نتيجه گرايي براي ما جا نيفتاده، چه رسد به افکار عمومي که از ديدگاه کارشناس نمايان و گزارشگران تلويزيون تغذيه مي شوند. گفتم تلويزيون! تلويزيون با آن گزارشگراني که بيشتر اداي مسعود فراستي سينما را در مي آورند تا اينکه به گزارشِ سالمِ يک بازي واليبال با کمي هيجان بپردازند! کاش اينان، به جاي نقدهاي بي اساس، نابجا، حوصله سربر و برگزاري کلاس آموزش زوري واليبال (آن هم واليبال از دور خارجِ بيات)، کمي از هيجان و اطلاعات عادل فردوسي پور فوتبال را به بينندگان مسابقه واليبال منتقل کنند. صدا و سيمايي که هنوز بعد از 10 سال که تيم ملي در حال تغيير نسل است يک گزارشگر شش دانگ با سواد تربيت نکرده و نتوانسته با ايجاد فضاي رقابتي، دکان ديده شدن برخي ها را تعطيل کند. هنوز صداي گزارشگر لهستاني در مسابقات انتخابي المپيک در ژاپن در گوشم هست که وقتي ايران با پيروزي برابر لهستان بليت ريو را گرفت و آرزوي ۵۲ ساله خود را محقق کرد، چنان با حرارت خاصي اين رويداد را گزارش کرد که گويي تيم ملي کشورش پيروز شده است. اما گزارشگر صدا و سيماي ايران تنها به ايراد يک جمله بسنده کرد و آن هم اين بود: «لهستان درس بزرگي به ايران داد!» واقعا چرا!؟ چرا بايد بازيکنان پس از از دست دادن يک امتياز به جاي تلاش براي کسب امتياز بعدي به فکر حرف گزارشگران تلويزيون و تغيير نظر مردم در خصوص خودشان بيفتند؟ چرا بازيکنان پس از هر بازي و قبل از اينکه در رختکن، پيراهن خود را عوض کنند ابتدا اقدام به بستن اکانت هاي اينستاگرام خود مي کنند؟ چرا بعد از هر پيروزي اينقدر آنها را بزرگ مي کنيم و بعد از هر باخت اينقدر آنها را مورد عنايت قرار مي دهيم!؟ کولاکوويچي که کمتر از دو ماه و نيم با تيم تمرين کرد را به باد نقد مي گيريم و بدون اينکه بدانيم سيستم کار وي بر مبناي اعتماد و اعتقاد بر بازيکنان است و هرگز بازيکنان را با از دست دادن چند امتياز بيرون نمي کشد، عملکرد وي را زير سوال مي بريم. کولاکوويچي که 10 سال با تيم ملي صربستان بوده و سه تغيير نسل را براي آنها به وجود آورده است. چرا واقعا!؟! چرا کساني که 10 سال پيش در تيم هاي ملي دستي بر آتش داشتند و چون امروزه اسمي از آن ها نيست تيم ملي را غير واقعي تحليل مي کنند، غافل از اينکه آن زمان که آنها بودند تيم ايران ششم آسيا بود ولي اکنون که نيستند تيم ايران در زمره هشت تيم برتر جهان رقابت مي کند. اتي بر سر آن برگزاري آن است؛ از حضور بانوان در سالن گرفته تا مشکل تهويه و تامين اعتبار و بازسازي سالن که معمولا بر عهده فدراسيون واليبال بوده است ولي هرساله به بهترين نحو برگزار مي شود و افتخاري مي شود براي ارگان هاي ديگر! چرا حرف از استفاده از بازيکنان جوان مي شود در حالي که به اين فکر نمي شود که تمامي بازيکنان جوان با استعداد اکنون در اردوي هاي امادگي و مسابقات تدارکاتي تيم هاي زير ۲۳ سال، زير ۲۱ سال و زير ۱۹ سال هستند. چرا حرف از رقابت با تيم هاي تراز اول دنيا مي زنيم ولي به عقبه آنها و فرهنگ حمايت از تيم ملي و جوانگرايي حتي توجهي نمي کنيم؟ چرا وقتي باختي حاصل مي شود به بازيکنان، انواع و اقسام اتهامات بي اساس مي بنديم ولي توجهي به اين نمي کنيم که اين ها همان هايي هستند که تا سر حد جان جنگيدند تا آرزوي ۵۲ ساله واليبال ايران را محقق کنند. چرا به اين موضوع توجه نمي کنيم که طي اين ده سال، فدراسيون واليبال با بهترين مربيان دنيا مذاکره کرده و با توجه به شايد، بهترين ها را برگزيده: ١- زوران گائيچ - ربيس فعلي فدراسيون صربستان ٢- ولاسکو - سرمربى ارژانتين ٣- کواچ - سرمربى اسلوانى ٤- لوزانو - سرمربى چين ٥-کولاکويچ همه اينها در حال حاضر در ليگ جهانى حضور دارند. ولى هيچ يک از کساني که در گذشته به ايران آمدند در گردونه مربيگرى دنيا جايگاهى ندارند. اين نشان مي دهد که ايران در انتخاب هاي خود اشتباه نکرده. حتي در خصوص مذاکره با دي جورجى که در حال حاضر سرمربي لهستان است. تمام کساني که ايران با آنها مذاکره يا انتخابشان کرده جزو مربيان تراز اول حال حاضر دنيا هستند. لذا يا واليبال دنيا اشتباه مي کند يا کساني که فدراسيون ايران را به خاطر انتخاب هايش نقد مي کنند. خود مردم قضاوت خواهند کرد. نيازي نيست ما چيزي را ما ثابت کنيم. منتقد مغرض، هميشه مغرض است. حتي اگر همه چيز مثل روز روشن باشد!
???????? ?????????
????? ??
????? ?? ???? ???
????
?????




1396/03/30

Bookmark and Share   شماره خبر :60532 تعداد بازدید :538

درج نظرات اخبار

نویسنده *  
نظر *  
کد ویژه
کد امنیتی
Captcha reload